یادداشت های ذهن من

متن مرتبط با «برای» در سایت یادداشت های ذهن من نوشته شده است

یادداشت چندم برای تو

  • نیلوبلاگ

    من دلم میخاد مامان بشم...مامان تو که ی بار از دستم سرخوردی...این روزها هزارتا دلیل میومد به ذهنم که به بودنت فکر نکنم و فراموشت کنم اما از پس همه اون هزارتا دلیل ی دلیل برای خودم میاوردم که اومدن تو بهتر از نیومدنته.. من دلم میخاد مامان بشم و تو رو بغل کنم و اون لباس نوزادی قشنگی که برات خریدم رو تنت کنم...دوست دارم نه ماه تو دل خودم باعشق نگهت دارم و وقتی اومدی با شیر وجود خودم بزرگت کنمبهت نگفتم مامانی که وقتی رفتیم سفر تا تورو فراموش کنم هر لحظه که لب ساحل مینشستم تورو تصور میکردم که روی پاها...

    ادامه مطلب
  • داستان شازده کوچولو

  • نیلوبلاگ

    یکی بود و آن یکی که باید میبود نبود،آن یکی که همه منتظر آمدنش نشسته بودند از نیمه راه برگشته بود...وقتی ماهی سیاه کوچولو بی هوا مرد و ته تنگ قشنگش بی حرکت افتاده بود،من دلم گرفت...مانده بودم تنگ خالی ماهی سیاه کوچکم که همدم ماه های من بود را چه کنم!؟حالا که خالی مانده بود از ماهی سیاه کوچکم به چه کار می آمد.؟؟..روزها گذشت و من خیره به تنگ خالی ماهی ام نشستم...یک باره دیدم شازده کوچولوی قشنگ من وارد شد و به روی من لبخند زد؛او آمدبا تنهاگل سرخش که از سیاره اش برای من آورده بود،پشت سرش هم گوسفند کو...

    ادامه مطلب