یادداشت چهاردهم

خرید بک لینک
بعضی وقتها که احساس میکنم زندگی خیلی سخت میگذره از بودن خسته میشم.حس میکنم دیگه توان ادامه دادن و جلوتر رفتن رو ندارم.با این همه نمیدونم چرا از پا نمی افتم...نمیدونم این واقعا خواست خداست که زندگی بیشتر وقتها نا آرام جلو بره و دریای زندگی پرتلاطم بمونه... این تلاطم گاهی اینقدر کشدار و طولانیه که یاداوری روزهای اروم این دریای مواج ی خاطره دور و کم رنگ میاد...
خیلی گاهی وقتها دوست دارم فریاد زدن رو... اما انگار تقدیر و زمانه طوریه که حتی اشک ها هم باید بی صدا بمونه و بگوش کسی نرسه...
زندگی بعضی وقتها واقعا سخته...

یادداشت های ذهن من...

ما را در سایت یادداشت های ذهن من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 0:29

صفحه بندی