بعد از سه سال

خرید بک لینک
چقدر بعضی اتفاقها در زندگی آدم زود میگذرد و چقدر بعضی اتفاقها ناب هستند،آنقدر که تا آخر عمر سالگرد آنها هم روز مهمی برای ما هستند....اری چه زود گذشت،چه حس عجیبی بود،حسی که سه سال پیش همین روز و همین ساعتها داشتم،حس تصمیمی بزرگ در زندگی ام،یعنی انتخاب تو...حتی همین الان هم که کتابی رو در دست دارم که تو برای سومین سالگرد ازدواجمان به من هدیه داده ای،دوباره آن حس عجیب به سراغ من آمده؛حسی که نه ترس بود و نه اضطراب،نه شادی بود و نه غم و نه هیجان،حسی بود ناب که تنها یک بار تجربه میکنیم...اری امروز سه سال یعنی سه تا سیصد و شصت و پنج روز است که در کنار همیم و برای هم نزدیکترینیم و محرم ترین... ای کاش یک سالش کبیسه بود تا یک روز بیشتر داشتمت...هنوز چند ساعت مانده تا ساعت چهار عصر چهاردهم فروردین،همانموقع که باهم پای سفره عقد و پیمان باهم بودن بستیم و وقتی ساعت چهارونیم شد ما دیگر از آن هم بودیم....چه زود گذشت...چه روزها و خاطرات تلخ و شیرینی باهم گذراندیم. و من حالا خوشحالم که چهاردهم فروردین سه سال قبل تو را انتخاب کردم محبوب من...

یادداشت های ذهن من...

ما را در سایت یادداشت های ذهن من دنبال می‌کنید

برچسب: بعد از سه سال طلاق,خرگوش بعد از سه سالگی کجا میره؟,خرگوش بعد از سه سال کجا میره,عکس بعد از سه سال طلاق,خرگوش بعد از سه سال,عکسی که بعد از سه سال,این عکس بعد از سه سال,این عکس بعد از سه سال باعث طلاق,علایم ایدز بعد از سه سال,این عکس بعد از سه سال باعث, نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 0:28

صفحه بندی