حس میکنم بخوام یا نخوام روزهام و خاطرات هرروزم با فرزندم گره خورده و حتما توی افکارم و نوشته هام نقشش پررنگ خواهد بود،چون بالاخره بخش مهمی از روزم رو و تقریبا همش رو با اون میگذرونم و ساعتی از هم جدا نیستیم. بنظرم هر پدرومادری باید بخش اعظم وقتش رو صرف فرزندش کنه و براش زمان بذاره و این مسئله برای پدر و مادر نباید فرقی داشته باشه. ی پدر درسته که در طی هفته باید کار کنه و خسته میشه،ولی روندن یا نادیده گرفتن فرزندش تو روزهای تعطیل به بهانه خستگی یا استراحت و یا کارهای دیگه که در طول هفته بهشون نمیرسه کار درستی نیست. بچه ها به محبت پدرو مادرهاشون نیاز دارن. شاید تو سالهای اول به طور غریزی به پدرومادر بی هیچ چشمداشتی وابسته و دلبسته باشن و دوستشون بدارن ولی این علاقه با بزرگتر شدنشون اگه بفهمن اونها براش وقت نمیذارن کمرنگ میشه و حتی شاید به جایی برسن که پدر یا مادر رو بخاطر کم کاری هاشون از ذهنشون حذف کنن..
من هم خیلی وقتها خسته میشم و به تنها بودن احتیاج پیدا میکنم،دلم برای دوران قبل از بچه داری و اشتغال و بقیه علاقه مندی هام تنگ میشه،ولی هیچوقت دوست ندارم طوری باشم که نباشم و تو ذهن دخترم حذف بشم. یادداشت های ذهن من...
ما را در سایت یادداشت های ذهن من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 8:20