یادداشت های ذهن من

متن مرتبط با «pdf» در سایت یادداشت های ذهن من نوشته شده است

داستان شازده کوچولو

  • نیلوبلاگ

    یکی بود و آن یکی که باید میبود نبود،آن یکی که همه منتظر آمدنش نشسته بودند از نیمه راه برگشته بود...وقتی ماهی سیاه کوچولو بی هوا مرد و ته تنگ قشنگش بی حرکت افتاده بود،من دلم گرفت...مانده بودم تنگ خالی ماهی سیاه کوچکم که همدم ماه های من بود را چه کنم!؟حالا که خالی مانده بود از ماهی سیاه کوچکم به چه کار می آمد.؟؟..روزها گذشت و من خیره به تنگ خالی ماهی ام نشستم...یک باره دیدم شازده کوچولوی قشنگ من وارد شد و به روی من لبخند زد؛او آمدبا تنهاگل سرخش که از سیاره اش برای من آورده بود،پشت سرش هم گوسفند کو...

    ادامه مطلب